مصطفى النوراني الاردبيلي

243

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

صبر : صمغ درختى است ، بسيار تلخ كه در كنار درياى قلزم ، تبت و يمن مىرويد . طبيعت آن ، گرم و خشك است . « 2 » صاحب اختيارات بديعى مىنويسد : سه نوع است ، سقوطرى ، عربى ، سمجانى و بهترين آن سقوطرى بود و سقوطر جزيره‌اى بود نزديك ساحل يمن ، خواص : براى معده از همه دواها سودمندتر بوده ، بادها را بشكند و اثر مسهل صفرا و بلغم بوده و مجموع بدن را از فضولات جمع شده پاك گرداند و استعمال آن در بواسير بغايت نيكو بود . « 1 » گياهش همچون زنجبيل شامى است . درخشنده و زودشكن و بدون ريگ مىباشد . صبر ، اسقوطرى ، در دوّم خشك و تا دوّم گرم است . گيرنده و خشكاننده بدن و خواب‌آور است . قرحه‌هاى سرسخت را دوا كند ، دواى درد مفاصل است ، سودا را بيرون ريزد . داروى ماليخولياست ، در علاج قرحه گرى و درد چشم و خارش گوشه چشم و در خشكانيدن رطوبت چشم ، بسيار نافع است ، اگر در سرما بخورند ، بيم اسهال خونى مىرود ، دو برابرش افشرده فيل‌زهره . « 2 » صبر : به كسر صاد مهله و سكون باى موحده و راى مهمله ، به فتح صاد و كسر با نيز آمده و آن را سولع و صبارا نيز نامند ، لغت عربى است و به سريانى علوا و به لاتين الويس و ايلوز و به تركى ازواو ، به يونانى فيقراواليا و به رومى نيز اليا گويند و معروف بنواحى مغرب صباره است و به شام صيانه و به فارسى قديم الواد عامه زرده و شبيار و به اصفهانى جدورا و گيلانى نوشته كه صبر را صبر تمر نامند كه آن بطى الاسهال است . درخت آن را اهل شام و نواحى ، آن صبارا و به هندى كنوار و گهيگوار گويند و آن عصاره جامد نباتى است . برگ آن شبيه به برگ سوسن و غليظ برگ و ميان زردى و سبزى ، طول آن در اكثر به قدر يك ذراع و عرض آن به مقدار چهار انگشت و ستبر به قدر يك انگشت و زياده و كم از كن و طرف پايين برگ آن از يك بيخ رسته به غير ساقه و بر هر دو جانب آنها

--> ( 2 ) - فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 2 ، ص 2129 . ( 1 ) - اختيارات بديعى ، قرابادين ، ص 271 . ( 2 ) - قانون در طب ، ص 286 .